حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )

39

تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )

در ساير اعضا و جوارح به يك نوع سرايت مىكند و آن غذا از جنس مغتذى مىشود ، اكنون غذاى حقيقت كه بر انسان وارد مىشود عين او مىشود نه غير او . و سالك مىبايد كه عادت كند كه هرچه او را پيش آيد به حالت شهود حوالت كند كه شهود چيزيست كه اشياى تيره غليظ را بسوزاند و بعد از احتراق لطيفش را از آنجا بيرون آرد پس آن لطيف كه از آن كثيف مستخرج گردد به ديگر موادّ لطيف پيوندد و سالك را لذّت و حضور و بهجت و سرور زيادت شود ، همچنان كه قطعه آتش چوبهاى غليظ عود و عنبر را مىسوزاند و لطائف آن را صافى مىكند ، پس لطيف آن به لطيف حواس مبدّل مىشود و لطيف حواس از آن لذّت مىيابد ، و حال آنكه پيش از اين آن لطائف به لطيف حواس نمىرسيد ، زيرا كه به غلظت اجرام محجوب بود و اين قطعه آتش مادام كه انگشت يا هيمه بود در او قوّتى و تأثيرى نبود . پس صاحب شهود نيز مادام كه از لباس بشريّت منسلخ نشده باشد قادر نباشد بر اظهار ارواح و اسرار اشيا ، چون نور بالفعل شود آن قوّت او را حاصل شود ، همچنان‌كه قطعه آتش چون قوى شود ارضيّت مانع اتصال به بخور لطيف نباشد ، جسم لطيف صاحب شهود وقتى كه نور در او قوى شود مانع او